تبلیغات
ذاکرین اهل بیت

ذاکرین اهل بیت
دانلود بهترین مداحی های زور
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
شما کدام مداح را می پسندین؟











 

نام: حسن (ع)                           لقب: مجتبی                                 كنیه: ابومحمد

نام پدر: علی بن ابیطالب (ع)                                     نام مادر: فاطمه بنت محمد (ص)

تاریخ ولادت: 15 رمضان سال سوم هجری - مدینه                         مدت امامت: ده سال

تاریخ شهادت: 28 صفر سال 50 هجری – مدینه ( در سن48 سالگی )

قاتل: جعده « ملعون » ( همسر ایشان )                     محل دفن: قبرستان بقیع – مدینه

او اولین فرزند علی علیه السلام  و فاطمه سلام الله علیها بود و نور دیدگان محمدصلی الله علیه و آله .... او در خلقت وسیرت وشرافت شبیه ترین مردم به رسول خدا بود.... او برگزیده ی خدا بود بعد از امیر مومنان برای امامت، او معز المسلمین بود و تنهاترین سردار ... خجسته میلاد باسعادت دومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت ، سبط اکبر، کریم آل طه، امام حسن مجتبی علیه السلام  بر عموم شیعیان جهان مبارک باد .

 

میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام

به روایت منتهی الامال مشهور آن است كه ولادت امام حسن در شب سه شنبه نیمه ی ماه مبارك رمضان سال سوم هجری واقع شد.

ابن بابویه به سندهای معتبر از حضرت زین العابدین روایت كرده است كه چون امام حسین علیه السلام متولد شد، حضرت فاطمه علیها السلام به حضرت علی علیه السلام فرمود: او را نامی بگذار . حضرت فرمودند: سبقت نمی گیرم در نام او بر حضرت رسالت صلی الله علیه و آله... حضرت رسول صلی الله علیه و اله  فرمود: من نیز بر پروردگار خود سبقت نمی گیرم. پس جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و ایشان را مباركباد گفت . آن گاه گفت: حق تعالی فرموده كه این مولود را به اسم پسر هارون ( كه علی علیه السلام نسبت به حضرت محمد صلی الله علیه و آله به منزله ی هارون است نسبت به موسی) نام كن. حضرت فرمود : نام او چه بود ؟ گفت : شبر . آن حضرت فرمود: زبان من عربیست. جبرئیل گفت : او را حسن نام كن.

چند مدیحه در شادی میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام:

تو آسمون دف می زنند كه مرتضی پدر شده

ز سبوی عشق تو مستم گل زهرا ... تو كریمی دل به تو بستم گل زهرا

احادیث در باب محبت حضرت رسول (ص) نسبت به حسنین علیه السلام و سوار كردن ایشان بر دوش خود و امر به دوست داشتن ایشان نمودن و گفتن آنكه حسنین علیهما السلام دو سید از جوانان بهشت  اند و دو ریحانه و گل بوستان من هستند در كتب شیعه و سنی زیاده از حد روایت شده است.

 

گوشه ای از سجایا و مکارم اخلاق امام حسن مجتبی علیه السلام

بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هیچ کس به شرافت و عظمت امام حسن علیه السلام نرسید.

ایشان در میان مردم گشاده ترین سینه را داشت و پرگذشت ترین و بخشنده ترین مردم بود. این حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایى خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم كرده و نصف آن را براى خود نگهداشت و نصف دیگر را در راه خدا بخشید.

شیخ صدوق از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: پدرم از پدرم خود خبر داد که حضرت امام حسن علیه السلام در زمان خویش از همه ی مردمان عبادت و زهدش بیشتر بود و افضل مردم بود ...هرگاه یاد می کرد مرگ، قبر، بعث، نشور و گذشتن از صراط را گریه می کرد چون به نماز می ایستاد بندهای بدنش می لرزید به جهت آنکه خود را در برابر پروردگار خود می دید... در هیچ حالی کسی او را ملاقات نکرد، مگر آنکه می دید که مشغول به ذکر خداوند است و زبانش از تمام مردم راستگو تر بود و بیانش از همه فصیح تر بود.

چند حکایت از سیره ی امام حسن مجتبی علیه السلام

مردى براى امام حسن علیه السلام هدیه آورده بود، امام به او فرمودند: در مقابل هدیه ات كدامیك از این دو را مى خواهى ، بیست برابر هدیه ات (بیست هزار درهم ) بدهم یا بابى از علم را برایت بگشایم ، كه بوسیله آن بر فلان مرد كه ناصبى و دشمن خاندان ما است غلبه پیدا كنى و شیعیان ضعیف الاعتقاد قریه خود را از گفتار او نجات دهى ، اگر آنچه بهتر است انتخاب كنى من هم بین دو جایزه جمع مى كنم (یعنى بیست هزار درهم و باب علم ).در صورتیكه در انتخاب اشتباه كنى بتو اجازه مى دهم كه یكى را براى خود بگیرى ! عرض كرد: ثواب من در اینكه ناصبى را مغلوب كنم و شیعیان ضعیف را هدایت و از حرفهاى او نجات بدهم آیا مساوى است با همان بیست هزار درهم ؟

فرمود: آن ثواب بیست هزار برابر بهتر از تمام دنیاست . عرض كرد: در این صورت چرا انتخاب كنم آن قسمتى از كه ارزشش كمتر است ، همان باب علم را اختیار مى نمایم .

امام فرمود: نیكو انتخاب كردى ؛ باب علمى كه وعده داده بود تعلیمش ‍ نمود و بیست هزار درهم را نیز اضافه به او پرداخت ، و او از خدمت امام مرخص شد.در قریه با آن مرد ناصبى بحث كرد و او را مجاب و مغلوب نمود. این خبر به امام رسید، و روزى اتفاقا شرفیاب خدمت امام شد، امام به او فرمود: هیچكس مانند تو سود نبرد، هیچكس از دوستان سرمایه اى مثل تو بدست نیاورد، زیرا درجه اول دوستى خدا، دوم دوستى پیامبر و على علیه السلام ، سوم دوستى عترت و ائمه ، چهارم دوستى ملائكه ، پنجم دوستى برادران مؤ منت را بدست آوردى ، و به عدد هر مومن و كافر پاداشى هزار برابر بهتر از دنیا نصیبت شد، بر تو گوارا باشد

داستانها و پندها 4ج/ ص91  - احتجاج طبرسى ص 6

 

روزی امام حسن علیه السلام سواره بودند و مردى از اهل شام امام را ملاقات كرد و پى در پى او را لعن و ناسزا گفت . امام هیچ نفرمود تا مرد شامى از دشنام دادن فارغ شد.
آنگاه امام رو به مرد شامى كرد و سلام نمود و خنده كرد و فرمود: اى آقا گمان مى كنم غریب باشى و گویا بر تو مشتبه شده ؛ اگر از ما طلب رضایت مى جوئى از تو راضى مى شویم ، اگر چیزى سؤ ال كنى عطاء مى كنیم ، اگر طلب ارشاد كنى ترا ارشاد مى كنیم ، اگر گرسنه باشى ترا سیر مى كنیم ، اگر برهنه باشى تو را مى پوشانیم ، اگر محتاج باشى بى نیازت مى كنیم .
اگر رانده شده اى ترا پناه مى دهیم ، اگر حاجت دارى حاجتت را برمى آوریم ، اگر بار خود را بر خانه ما فرود آورى و میهمان ما باشى تا وقت رفتن براى تو بهتر خواهد بود؛ زیرا خانه ما وسیع و از امكانات برخوردار است .چون مرد شامى این سخنان را از آن حضرت شنید، گریست و گفت : شهادت مى دهم كه توئى خلیفه الله در روى زمین ، و خدا بهتر مى داند كه خلافت و رسالت را در كجا قرار دهد.پیش از آن كه تو را ملاقات كنم تو و پدرت دشمن ترین خلق نزد من بودید، و الان محبوبترین خلق نزد من هستید.پس بار خود را به خانه حضرت فرود آورد، و تا در مدینه بود مهمان امام بود و از محبان و معتقدان اهل بیت گردید

منتهى الامال ج1  ص222           

 

میمون بن مهران گفت : نزد امام حسن علیه السلام نشسته بودم كه مردى آمد و گفت : اى فرزند پیامبر صلى الله علیه و آله فلان شخص از من طلبى دارد ولى من پولى ندارم ، براى همین او مى خواهد مرا زندانى كند.امام فرمود: در حال حاضر مالى ندارم كه بدهى تو را بدهم ؛ او عرض كرد: پس شما كارى كنید كه او مرا زندانى نكند.امام در حالى كه در مسجد مشغول عبادت (اعتكاف ) بود، كفشهاى خود را به پا كرد. من گفتم اى فرزند رسول خدا مگر فراموش كردید كه در حال اعتكاف هستید (و نباید از مسجد خارج شد)؟ فرمود:فراموش نكرده ام اما از پدرم شنیده ام كه رسول الله مى فرمود: كسى كه در بر آوردن حاجت برادر مسلمان خود بكوشد، مانند كسى است كه نه هزار سال ، روز را به روز و شب را به عبادت مشغول بوده است

روایتها و حكایتها ص 122 - داستانهاى پراكنده ج 2 ص152

امام حسن علیه السلام بسیار حلیم و داراى سخاوت و نسبت به خانواده رؤ ف و مهربان بود. چون معاویه ده سال بعد از على علیه السلام با او از در كید و دشمنى در آمد، و چند باز به امر او حضرت را ضربت زدند ولى اثرى نداشت تصمیم گرفت ، به وسیله زن امام حسن علیه السلام  )جعده دختر اشعث بن قیس (، او را با وعده هاى كاذب ، زهر بخوراند.
معاویه به او گفت : اگر به حسن بن على علیه السلام زهر بدهى صد هزار درهم به تو مى دهم و ترا به ازدواج پسرم یزید در مى آورم . او به آرزوى پول و زن یزید شدن ؛ زهرى كه معاویه از پادشاه روم گرفته بود به آن داد كه در غذاى حضرت مخلوط كند.
روزى امام حسن علیه السلام روزه دار بودند و آن روز بسیار گرم بود و تشنگى بر آن جناب اثر كرده بود در وقت افطار جعده شربت شیرى براى حضرت آورد، كه زهر داخل آن كرده بود.
چون حضرت بیاشامید، احساس مسمومیت كرد و گفت : انالله و انا الیه راجعون ، پس حمد خدا كرد كه از این جهان فنى به جهان جاودانى خواهد رفت .
سپس روى به جعده كرد و فرمود: اى دشمن خدا مرا كشتى ، خدا ترا بكشد، به خدا سوگند بعد از من نصیبى نخواهى داشت ، آن شخص ترا فریب داده ، خدا ترا و او را به عذاب خود خوار فرماید.از حلم امام آنكه : وقتى امام حسین علیه السلام از برادر درباره قاتلش سؤ ال كرد، حاضر نشد اسم جعده را به زبان بیاورد.به روایتى د و روز به روایتى چهل روز  زهر در وجود مبارك امام اثر كرد و در 28 صفر سال 50 هجرى در سن 48 از دنیا رحلت كردند.
اما جعده به خاطر طمع به مال و زن یزید شدن آرزویش را به گور برد؛ معاویه گفت : وقتى به حسن بن على علیه السلام وفا نكرد چطور با یزید وفا كند، و به وعده هایى كه به او داده بود عمل نكرد؛ و با خوارى و ذلت از دنیا به درك واصل شد

منتهى الامال  ج 1 ص231

 تعدادی از احادیث و روایات امام حسن مجتبی علیه السلام را در لینک زیر مشاهده کنید:

احادیث امام حسن مجتبی علیه السلام

 

ابن عباس از رسول اکرم صلی  الله علیه و آله و سلم روایت می کند که فرمود: چون فرزندم حسن را به زهر شهید کنند ملائکه ی اسمان های هفت گانه بر او گریه کنند و همه چیز بر او بگرید حتی مرغان هوا و ماهیان دریا. هرکه بر او بگرید دیده اش کور نشود روزی که دیده ها کور می شود و هرکه در مصیبت او اندوهناک شود اندوهناک نشود دل او در روزی که دل ها اندوهناک شود و هرکه در بقیع او را زیارت کند قدمش بر صراط ثابت گردد روزیکه قدم ها بر آن لرزان است. (منتهی الامال ج1 ص 322)

در تاب رفت و طشت به بر خواند و ناله کرد...وان طشت را به خون جگر دشت لاله کرد

خونی که خورده بود همه عمر از گلو بریخت ...خود را تهی ز خون دل چند ساله کرد

خدایا تو را قسم به حق امامی که تنهایش گذاشتند و کافرش خواندند و در هنگام نماز به سمتش تیر افکندند و سجاده از زیر پایش کشیدند او همه اش صبر کرد دلهامان را آماده ی ظهور فرما در فرج آخرین ذخیره ات تعجیل نما

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


بسم رب الصدیقین
با سلام.امیدوارم توانسته باشم بخشی از نیاز های شما عزیزان را برطرف کنم.لطفا کسانی که تمایل به همکاری دارند نام و زمینه تخصصشان را به Email بنده بفرستند تا در صورت پذیرفته شدن به جمع ما به پیوندند.(Email:mszsajjad@yahoo.com)

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
ایران رمان

ابزار هدایت به بالای صفحه

تماس با ما

ابزار وبلاگ